باسلام
وقت هایی که پشتیبانی در پایین صفحه انلاین بود می توانید با من حرف بزنید و بگویید چیکار کنم تا سایت بهتر بشود
به همان آرامی و به همان وسعت
شاید باور کردنت را کسی همراهم نبود
اما خود میدانم که " تو " تنها عشق چشمانمی
خوب میدانم که خورشید در دلبستگی ام تا گرمای تورا دید میل به طلوع ساخت
بودنت و ماندت نذر نمیخواهد
اما من تا آخر دنیا شکر میگویم
تا خدا هم بداند با حضورت چه به بی پناهی هایم هدیه کرد
این مطلب از سایت عاشقانهtanhatrentanha.irکه هک شده است سعی می کنیم اونارو درست کنیم
میدونی ترس عاشقی چیه؟؟؟.
.
.
.
اینکه یارت ببینی باکسه دیگه ای باشه
بدترین ترس عاشقی
پس برای تمام عاشقا دعا کنید این ترس واقعیت نداشته باشه
وکنار عشقشون خوب و خوشحال باشن
دوستان برای بهتر شدن وبلاگ می تونید نظر بدید باتشکر مدیریت tanhatrentanha2
از دلَت بپرس مــال ِ کیست ؟
تـُــو مــال ِ منــی
خُودم کشفَت کرده ام
تـُــو با مـَن مــی خندی
با مـَن گریه ِ مــی کنی
درد دلَت را به ِ مـَن مــی گویــی
دیـوانـه
دلَت برایِ مـَن تـَنگ مــی شود
ضربان قلبت با مـَن بالا مــی رود
با سُکوتَم ، با صدایَم
با حضورم ، با غیبتَم
تـُــو مــال ِ منــی
این بلاها را خُودم سَرت آورده ام
به ِ مـَن مــی گویــی دوستت دارم
وَ دوست داری
آن را از زبان ِ مَن
فقط مَن بشنوی
برای که ِ مــی توانــی خُودت را لُوس کـُنــی ؟
نازَت را بخَرد
وَ بهِ تُو دست نـَزنـَد ؟
چه ِ کـَســی با یک کلمه
با یک نگاه
دلَت را مـی ریزد ؟
بَعد خُودش آن را جَمع مــی کـُنَد وَ سَرِ جایَش مــی گـُذارد ؟
چه ِ کـَســی احســاسـاتت را تـَر وُ خـُشک مــی کـُنـَد ؟
اشکـَت را در مــی آورد
بَعد پاک مــی کـُنَد ؟
چه ِ کـَســی پیش از آن که ِ حَرفت را شُروع کـُنــی
تا ته ِ آن را نَفس مــی کشَد ؟
مَن زحمتت را کشیده ام ، تا بفهمــی هَنوز مــی تَوانــی
شیطنت کُنــی ، انتظار بِکشــی ، تَپش ِ قَلب بگیـری ، عاشق ِ شَوی
تـُــو حَق نَداری خُودت را از مَن وَ مَن را از خُودت بگیری
تـُــو حَق نَداری ، " خُودت " را از " خُودت " بگیری
مَن شکایت مــی کُنَم از طَرف هَر دویمــان
از تـُــو
به تـُــو
چه ِ کـَســی قَلب مَرا آب و جارو مــی کُنَد ، دانـه ِ مــی پاشَد
تا کلمات مثل ِ کَبوتَر
از سَر وُ کـُول ِ مَن بالا بروند ؟
چه ِ کـَســی هَمان بلاهایــی را که ِ مَن سَرِ تُو آوردم
سَرِ مَن آورده ؟
من مــال ِ تـُــوام
دیـوانــه
زَحمتَم را کشیده ای
کـَشفم کـَرده ای
نَترس
چند سُوال مــی پُرسَم وَ مــی روم
یک : چند ســال پیرت کـَرده اند ؟
دو : چند ســال جوانت کـَرده ام ؟
سه : از دلَت بپرس مــال ِ کیست ؟
چهار : اگر جای ِ خُدا بُودی ، با ما چه ِ مــی کردی ؟
پنج : کــجا برویـم ؟
دستت را بـه ِ مـَن بده
عـشـق هـمـیـن اسـت کـه بـخـواهـی . . !
چـه سـه چـرخـه ی کـوچـکـی را
چـه هـکـتـارهـا زمـیـن
چـه زنـی را
چـه مـردی را . . !
عـشـق کـم و زیـاد نـدارد،
عـشـق
یـعـنـی هـر چـیـزی کـه بـا "هـمـه ات" بـخـواهـی . . .
بماند که بی بهانه رفتی و
هیچ سخاوتی در کار نبود
بماند که بی اعتنا به حقوق بشر
مرا در بند چشمانت کرده ای
بماند که بعد از تو،
حتی قناری ها هم بهانه گیر شده اند
و شمعدانی
لب به آب نمی زند
اصلا بماندکه با رفتنت
ستاره ها بی ماه مانده اند...
اینها همه بمانند
میشود ببوسمت؟همین الان؟ همین جا؟